|
▬ بازگشت به آرشیو مطالب اخیر
![]() گفتند:باید هر روز سه نوبت به دنیا بیایم.پیش ازطلوع آفتاب،ظهر و پیش ازغروب. فرشته ها گفتند:باید هر روز هفده بار بندگی كنم و هر بندگی را دربینهایت ، ضرب كنم و بینهایت رابریزم روی لحظه ها. فرشته ها گفتند: باید هر شب دستمالم را از شبنم خیس خیس كنم. ازشبنمی كه اشك خدا روی آن چكیده است ... و دستمال را بگذارم روی پیشانی روحم تا تبم پایین بیاید. فرشته ها گفتند:باید هر طور شده جانمازی ببافم از ساقه ی لاله . آنوقت با اقتدا به آسمان و آزادگی ، هزار ركعت نماز فریاد بخوانم. قربتا الی الله. فرشته ها گفتند : باید مواظب باشم مواظب آن امانت بزرگ روی این شانه های كوچك. مواظب آن قشنگترین یادگاری خدا در روی زمین مواظب عشق! فرشته ها گفتند: باید جواب سلام خدا و پرنده ها و آدمها را یك جورداد... ومثل درختان صلوات فرستاد ومثل پرنده ها،قنوت خواند و مثل كویر روزه گرفت. فرشته هاگفتند:باید همه در به در بگردیم دنبال خدا و یك عالم دوست داشتن و كمی عقل. فرشته هاگفتند:باید یك جایی، شاید جایی مثل سلامهای آخر نماز ، یا جایی مثل اولین سلام قطره و دریا خودم را گم كنم برای همیشه .... و آن وقت ، هر چه كه دارم بدهم باد ببرد وهرچه را كه خدا و فرشته ها و این دنیایی ها و آن دنیایی ها دارند ، ازشان قرضبگیرم فرشته هاگفتند:باید یادم بماند كه به اندازه ی همه ی دریاهای خدا،باید گریه كرد و به اندازه ی همه ی درختهای خدا، باید سبز بود... وقتی فرشته ها رفتند،من ماندم و لبخند خدا و یك عالم دعا كه قول داده بودم مستجابشان كنم! نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط مصطفی
▬ از بالای برج ایفل پاریس را ببینید/پانوراما |